ما کی هستیم؟

پسرهفت ساله م احمدرضا چشمش به الم و دستگاهایی که دارند به خاطر محرم توی محله علم می کنند افتاده..بعد گویا به پرس و جویی هم از هرکسی که دم دستش بوده تن داده و آمده و با هیجان و وحشت در چشمهام زل زده و گفته:
"اه! مامان خبر دارین چی شده؟!
یه اتفاق خیلی وحشتناک!
مگه نمی گفتین ما دوازده تا امام داریم؟!
میگن همه ی امامامونو کافرا کشتن  حالا فقط یکیشون زنده مونده!
دیگه  ما فقط یکی امام داریم!

ومن رو...
یم نشد و هرگز رویم نمی شد قبلن بهش بگویم که آن یازده امام قبلی را هم مسلمانها کشته اند نه کافرها. و اتفاقا همان مسلمانانیکه دورو برشان بودند و به ظاهر پیروشان و یا آنهایی که نامه های دعوت برایشان  فرستاده بودند و در نامه به ولایتشان سوگند یاد کرده بودند..نه آنها که مذهبشان چیز دیگری بود...
...
هنوز هم قصه همینست. وقتی اعتقاداتمان غش داشته باشد امام از دستمان پناه می برد به غیبت عظمی. وگرنه آدم که از دل محرمهایش پنهان نمی شود...

ر.گ
 
See more
 
/ 1 نظر / 27 بازدید
مهدیس

مرسی که اینقد خوب می نویسی .