مگس

هیچ کس گمان نمی کند که یک مگس؛ وقتی که سمج و اغواگرانه؛ عزمش را جزم کرده است تا روی صورت کسی بنشیند؛ دقیقا به چه چیز فکر میکند...و چرا  در تصادم با تکانهای مداوم دست؛ باز هم از جان خودش دست می شویدو تیز تر و با اراده تر؛ به سمت گونه های آدم پر میگیرد و با سرعت بیشتری به سمت مقصودش می شتابد؟

چرا یک مگس هیچوقت با اولین حرکت یک دست، بر روی صورتی که می خواهد بر آن بنشیند، راهش را کج نمیکند و از معرک...ه نمی گریزد؟

آیا یک مگس به "من آدم"؛ به چشم یک موجود کامل نگاه میکند؟ آیا می داند که آن دستی که با خشم  برای پراندنش به سمتش شتاب میگیرد؛ و صورت عرق کرده و لزجی که او را با رایحه ای دلچسب به سمت خودش می خواند؛ هردو اجزای متحد با یک حقیقتند؟

حاشا حاشا ....اگر فهم آدمی از ماهیت جهان؛ بیشتر از فهم مگسی سمج؛ برای دست یابی بر ساحت چرک و عرق گونه ای باشد؛ که نشستن بر گرد آن به هلاکت مشمئز کننده و نکبت بارش می انجامد...
صبح(راشین گوهرشاهی)
/ 0 نظر / 20 بازدید