بررسی دلایل علمی نماز خواندن بخش 2

 3- آیا نماز خواندن یک تکلیف است یا نیاز؟

بر خلاف آنچه عموم می پندارند؛ نماز پیشکشی شبیه یک قربانی به بت یا پروردگار آدمی نیست که باعث روشنی چشم بت یا خدای او ودریافت افاضات معنوی و مادی اش توسط بشر گردد؛ بلکه نماز؛ تمرینی مادی و معنوی برای ایجاد تعادل در روح و جسم بشر و رهایی او از انواع تنشهای روحی و جسمیست که باعث ناآرامی روح و حس درد و فقدانی التیام نیافته در ذهن و حس می شود و زندگی سالم و منطقی او را به سمت زندگی جدا شده از معنا و تعادل و بدون هدف و سردرگم به چالش می کشد.واضح و مبرهن است که یک انسان نامتعادل  که دچار انواع نگرانی ها و یاسها و حس جداافتادگی از اتحاد کائنات و دور افتادگی از میدا و هدف خلقت خویش باشد؛ قدرت ایجاد پیوند با خالق هستی بخش و درک فیوضات کامل هستی و رحمت بیکران منتشر شده در کائنات از سمت خالق هستی را نخواهد داشت.

چنانکه در بحثهای قبل عنوان شد؛ یکی از موثرترین ویژگیهای نماز بر سلامت فرد، در ایجاد تعادل عصبی در عمده ی فعالیتهای فیزیکی و روانی اوست. شبیه سایر تمارین ذهنی و بدنی نظیر یوگا و مدیتیشن که برای ایجاد تعادل بدنی بکار می رود؛ نماز مجموعه ای تکامل یافته از اعمال و اوراد است که تمرکز بر آن تاثیر کاملا مستقیمی بر روان و جسم فرد دارد. همچون یوگا و مدیتیشن،ولی به نحو کامل تری از آن، یک نماز خوب نمازیست که بعد از به پا داشتن آن در انسان احساس آرامش درون، حس یگانگی با عالم هستی و نزدیکی و علاقه و محبت با پروردگار و نزدیکی با اهداف آفرینش و احساس شادمانی و نشاط و آرامش پدید آید. برای رسیدن به چنین حسی در یک تمرین یوگا یا مدیتیشن می بایست ساعاتی را صرف سکوت و تمرین کرد ولی این حس، در تمریناتی تکامل یافته، در نماز، با صرف وقتی چند دقیقه ای به خوبی حاصل می شود. ازین روست که از نمازهای پنجگانه در روایات اسلامی به عنوان چشمه ای که آلودگی های بدن را می شوید و به انسان نشاط و شادابی و ارامش می بخشد یاد شده است.

 حرکات و الفاظ نماز به گونه ایست که بیشترین تاثیر را بر چاکراهای جذب انرژی در بدن دارند. بعلاوه ی تاثیر عمده ای که بیان الفاظ نماز با زبان عربی بر دو چاکرای اصلی بدن؛ یعنی چاکرای قلب و چاکرای گلو می گذارد؛ با کمک حرکات همراه با آرامش و تمرکز در نماز، به صورت قیام و رکوع و سجود؛ چاکراهای دیگر بدن نیز به صورت کامل، تحت تاثیر قرار میگیرند و انرژی های کیهانی مثبتی را که با تکیه بر تلقینات مثبت و الهی از طریق ذکر الفاظ  به بدن سرازیر می شود؛ از طریق  چاکراها جذب شده و در بدن منتشر می گردد.

در حقیقت سلسله تلقینات مثبت که برگرفته از آیات قرآنی و اذکار ربوبی در نماز بیان می شود؛ به  صورت دسته ای از فرامین منسجم و هدف دار ؛ در جهت هماهنگ نمودن سیستم عصبی بدن عمل می کنند و  سلولهای عصبی  بافتهای مختلف بدن را در جهت هشیاری و هماهنگی تنظیم کرده و ازین طریق؛  لایه های مختلف روانی و مادی جسم را تحت تاثیر قرار می دهند و ضمن پاکسازی بدن و روان مادی از تشعشعات  منفی و یا  ناهماهنگی های عصبی؛ زمینه ی فرمانبرداری کامل لایه های جسمی و روانی را از قوانین الهی و اراده ی فردی فراهم می آورند.

چنانکه می دانیم، بدن ما و سایر مهره داران؛ نظیرپرندگان،در طول حیات طبیعی خود؛  از یکسری فرمانهای غریزی الکترومغناطیسی، تبعیت میکنند. این فرمانهای الکترومغناطیسی در پرندگان؛ تحت تاثیر تغییر انتشار امولج الکترومغناطیسی زمین؛ همزمان با اختلاف فصول؛ آنها را به کوچ غریزی و یا آمادگی غریزی برای ایجاد تمهیدات زندگی متناسب با تغییر فصلها وامیدارد.

تاثیر این امواج الکترومغناطیسی در بدن موجودات؛ سیستم عصبی و یونهای آهن گلوبولهای قرمز خون را تحت تاثیر قرار داده و از این طریق؛ هماهنگی طبیعی بدن گونه هایی از جانداران را با تغییر فصول از طریق پیدایش حالتهای خواب زمستانی در یک سری از آنها و یا فرایند کوچ در عده ای دیگر؛ ایجاد می کند.

تغییرات دیگری نیز در طبیعت وجود دارد که به صورت ناخودآگاه، تاثیرات شدیدی را بر بدن انسانها و سایر موجودات می گذارد؛ پدیده ی جاذبه ی ماه؛ همچنانکه قادر است با تاثیر بر یونها و مولکولهای آزاد آب دریا؛ پدیده های جزر و مد را ایجاد نماید؛ باعث قلیان خون و یا پایین آمدن حجم آن در موقعیت های مختلف خود در موجودات دیگر و همچنین انسانها می شود. تمام این پدیده های طبیعی، بدن انسان  را همسان با دیگر موجودات تحت تاثیر قرار داده و حالات روحی، غرایز، احساسات و عواطف او را به نحو چشمگیری کنترل می کند؛ به طوری که به عنوان مثال؛ در زمانهای  پایانی ماه قمری و روزهای نخستین آماه جدید؛ به دلیل دور شدن ماه از زمین؛که  نیروی جاذبه ی ماه بر بدن ما به کمترین میزان خود می رسد؛ شاهد رواج افسردگی ها در بین افراد هستیم.

همچنین در روزهای اواسط ماه که میزان جاذبه ی ماه نسبت به زمین به اوج و حداکثر حد خود می رسد؛ به دلیل پدید آمدن شرایطی شبیه مد دریا در بدن انسان و زیاد شدن حجم خون  شاهد رواج بداخلاقی ها و خشونتها و حتی تصادفات جاده ای، در سطح جامعه هستیم. به همین دلیل است که در قدیم الایام؛ مابین مردم عادی؛ روزهای سیزدهم ماههای قمری؛ معمولا روزهای نحسی درنظر گرفته می شده است؛ زیرا  بالا بودن جاذبه ی ماه بر زمین در این روز  و قلیان خون در میان جانوران و انسانها؛ آنها را به رواج خشونت نسبت به یکدیگر ترغیب می کرد.

دانش تاثیر جاذبه ی خورشید و سایر کرات و ستاره ها نیز بر زمین و احوالات موجودات آن از علوم باستانی و بسیار قدیمیست. طوری که حتی در عصر جاهلیت،  از هزاران سال پیش؛ به دلیل تاثیر مستقیم جاذبه ی ماه و ستارگان  در دو ماه قمری محرم و صفر بر بدن؛ و خروج روحیه ی بشری از حالات متعادل انسانی به سمت رواج خشونت و بی عدالتی و هرج  و مرج و آشفتگی؛ این دو ماه به عنوان دو ماه حرام در نظر گرفته شده بودند که در آن خونریزی و جنگ به هر دلیلی ممنوع بوده است و حتی قبایلی که جنگهای وسیع و دشمنی های عمیقی را با یکدیگر داشته اند؛ از جنگ و تقابل با یکدیگر در این دوماه قمری؛ پرهیز میکرده اند در حالیکه در نهایت؛ یزید با علم به این موضوع؛ اوج خشونت و لاابالی گری بشری را در جنگی ناعادلانه مابین گروهی انسان افسار گسیخته و خانواده ی مظلوم امام سوم حسین علیه السلام، در ماه محرم بپا کرد.درحالیکه  اکثر افرادی که مرتکب این حمله ی نابرابر به خاندان حسین علیه السلام شدند؛بعد از جنگ،  اعتراف به پشیمانی و  نوعی  بی خودی در ارتکاب به آن داشته اند.

علاوه بر تاثیرات غیر قابل انکاری که طبیعت بر احساسات و حالات روحی بشر می گذارد؛ می توان گفت که هر انسانی خود؛ مولد  مستقلی از انواع و اقسام انرژی های الکترومغناطیسی و رادیویی و غیره است که بسته به میزان توانایی های فردی اش در بهره گیری از این نیروهای حیاتی؛ می تواند به صورت خودآگاه و ناخودآگاه؛ تاثیراتی را بر محیط اطراف خود و یا انسانهای دیگر بگذارد.

 از لحاظ علمی نیز سیکل تغییرات حسی و رفتاری در انسانها متناسب با تغییرات طبیعی و تطابق ساعات بیولوژیک بدن با تغییرات منظم طبیعی ، تایید شده است و بعنوان مثال، کارل گوستاو یونگ روانشناس برجسته در کتاب انسان و کهن الگوها  سیکل تغییرات رفتاری و احساسی را در مورد مردان بیست و هشت روزه قلمداد می کند که در طی آن فرد حالات متنوعی را از احساس در خود درک می کند.

با ملاحظه ی مطالب بالا می توان چنین نتیجه گرفت که حتی اگر انواع و اقسام مولد ها و انتقال دهنده های امواج و انرژی؛ شبیه انواع گیرنده های تلفنهای همراه و ماهواره و امواج ماکروویو  و رادیو اکتیو را از زندگی بشر حفظ کنیم،  هر انسانی در حصارهای متنوعی از مولدهای امواج و انرژی طبیعی همچون امواج و انرژی های تولید شده توسط مکانیسم حیاتی بدن افراد دیگر، و یا تاثیر جاذبه ی ماه و خورشید و سایر کرات و سیارات  زندگی میکند که هر یک تاثیر مجزا و غیر قابل انکاری را بر وجود او می گذارد.

تاثیر پذیری ازینگونه مولدهای امواج و انرژی به صورت ناخودآگاه منجر به نوسانات قابل توجهی در روحیات و عواطف آدمی و حتی سیکل سلامتی جسمی و روحی او می شود؛ درحالیکه بشر حاضر برای مقابله با چنین تاثیرات مخربی بر سیستم اعصاب و سلامت خود تعلیم ندیده است.

لذا با ابداع روشهای پاکسازی ذهنی سعی در بازیابی تعادل جسمی و روانی  و محیط زندگی خود داشته و آن را با بنیان گذاری مکاتبی جدید و یا تطابق آن با دانشهای قدیمی بشری نظیر ری کی، فنگ شویی و انجام آداب روزانه ای شبیه مدیتیشن و یوگا و ذن و نظایر آن پی گیری می نماید. ساعتها در روز به تمرکز و تمرین می پردازد و با اینحال؛ مدام در هراس تاثیر پذیری ازتشعشعات  امواج منفی مولدین انرژیی که در بین آنها محصور شده است؛ به سر می برد.

 در حالیکه "نماز" به صورت مجموعه ی کاملی از حرکات و اذکار و آدابیست که به ساده ترین شیوه؛ و در کمترین زمان ممکن و بدون اینکه مانعی برای زندگی اجتماعی بشر به حساب آید؛ توانسته حتی در افراد غیر معتقدی که از این شیوه تنها جهت تربیت جسم و روح خود در جهت افزایش میزان قابلیتها در افزایش تاثیر  در طبیعت و اجتماع بهر ه می برند؛ بسیار موثرتر از بقیه ی مهارتها به نظر بیاید. افرادی که در قرآن به عنوان ریاکاران در نماز از آنها یاد شده کسانی هستند که  نه به منظور تسلیم در برابر یگانگی خداوند و بهره گیری از مواهب او در جهت تکامل خود و جامعه بلکه به منظور ایجاد فساد در جامعه و استفاده از قدرتهای فردی و اجتماعی نماز؛   از نیروی نشئت گرفته از مجموعه ی اذکار و حرکات نماز؛به صورت ریاکارانه و غیر الهی سو  استفاده میکنند. ... و بدین وسیله موجبات تخریب و ریشه کنی اسلام واقعی را در جامعه پدید می آورند.

 مثالهای تاریخی زیادی از چنین افرادی وجود دارد و امام حسین  و امام علی علیه السلام از جمله کسانی بودند که  به صورت آشکارا به مقابله با  نماز ریاکارانه و  اسلامی ظاهرمابانه  بپا خواسته بودند. 

 

لذا فردی که نماز را توانسته باشد با تمام قواعد و قوانین در نظر گرفته شده برای آن؛ به جا آورد؛ در سطح سلامتی جسمی و روحی بالاتری نسبت به افراد مشابه خود قرار می گیرد و راحت تر از دیگران می تواند قدرت عاقله و ادراکی خود را بر سایر لایه ها و توانایی بدنش مسلط نموده و از مشکلات و پستی ها و بلندی های زندگی که برای رسیدن انسان به کمال در نظر گرفته شده است؛ بگذرد و آنها را به بهترین وجه، حلاجی و مدیریت کند. و به همین ترتیب؛ کسانی که از انرژی درونی ناشی از نماز بدون توجه به مبدا هستی و با اهدافی خودمحورانه  استفاده می کنند؛ افراد بسیار قدرتمندی در جهت معکوس اهداف متعالی بشری و تهدیدی برای نسل بشر و قوانین الهی و انسانیت به شمار می آیند.

 

اول وقت نماز، معمولا  ازروی وضعیت قرارگیری خورشید و ماه در شبانه روز ؛ در بهترین زمان اقامه ی آن؛ نسبت به نیمکره ای از زمین و موقعیت جغرافیایی مخصوصی که ما در آن به سر می بریم؛ و زاویه ی تشکیل دهنده ی هر یک از آنها با زمین؛ محاسبه می شود

4- چگونه نماز بخوانیم؟

با  گذری بر مباحث فوق باخطرات خواندن نمازهای ریایی آشنا شدیم که می تواند  علی رغم افزایش قدرت روحی و جسمی، که طبیعت نماز آنرا رغم می زند؛ روح انسان را از خدا دور کرده و به سیاه ترین وادی های گمراهی کشانده و فرد را در ردیف  لشکریان شمر قرار دهد؛  که شب قبل از عاشورا نماز شب می خواندند؛ در حالیکه  راه آب را بر حسین علیه السلام و یارانش بسته بودند و فردای آن روز سر مقدس شهدا را بر نیزه داشتند.

  از طرف دیگر؛ بسیاری از افراد؛ نماز خواندن را تنها عملی برای رفع تکلیف دینی دانسته و با مشقت و زحمت فراوان، تنها به خاطر ترس از عقوبت الهی و خشم خداوند؛ آن را بر  خود و دیگران تحمیل می کنند. آنان بر این گمانند که با نمازخواندن؛ چیزی بر خدایی خداوندشان افزوده و به او خدمتی ارزانی داشته اند و اگر آن عمل را ترک کنند، لذا خداوندی که نیازمند خدمت بندگانش از طریق دریافت نمازهای آنهاست؛ به خاطر قصور بندگان بر آنها خشم گرفته و عذابی شدید را بر آنها نازل میکند. لذا با اکراه و ترس و وحشت از خدای خشمگینی که در ذهنشان ساخته اند؛ خود و اطرافیانشان را مجبور به خواندن نمازهای یومیه می کنند.

بعضی دیگر از افراد؛ در ناخودآگاه خود؛ نمازخواندن را تنها وسیله ای برای ذکر اورادی ساحرانه می دانند که توسط این اوراد موجبات خشنودی خدایشان را فراهم آورده؛ لذا خود را مستحق حفظ شدن از بلایا و دریافت هدایا و بخششها و مصون ماندن از عذاب الهی می دانند.

اینگونه افراد به محض داشتن مسئلت و یا درخواستی از خداوند بزرگ؛ به خواندن چند رکعت نماز روی آورده و در ازای آن از او درخواست مایحتاجشان را میکنند.

ولی حقیقت اینست که نماز واقعی، نمازیست که در آن بدن و روح نمازگزار؛ بدون در نظر گرفتن مایحتاج مادی و یا ترس از عقوبت اخروی؛ تنها به منظور تسلیم و خضوع کامل دربرابر پروردگار یکتا انجام شود؛ نه اینکه مدام این فکرها در هنگام نماز به صورت ناخودآگاه از ذهن بشر بگذرد؛ که خدایا من این نماز را برای این می خوانم که تو آن حاجتم را بدهی...یا مرا از آن بلا و عقوبت محفوظ کنی...چون در اینصورت، هیچیک از این تصورات ذهنی، رنگی توحیدی نداشته و کاملا شرک آمیز به نظر می رسند و اگرچه پروردگار عالمیان به حکم رحمت واسعه اش؛ حاجت عنوان شده را برطرف نموده و بلایا و عقوبتها را از آدمی برمی گرداند...ولیکن این نماز، آن نمازی نیست که  انسان را به مقصود الهی که همان نهایت کمال آدمی و قرب و نزدیکی او به پروردگار است؛ برساند.

گاهی از عده ای نیز، چنین می شنویم که می گویند؛ زمانی که  ما به خدا ایمان کامل داریم و جز خدا هیچ کس و هیچ چیز را نمی پرستیم؛ و در همه ی ایام و لحظاتمان پیوسته شبیه یک رفیق با او در دلمان سخن می گوییم و عشق ورزی می کنیم؛ وقتی که می دانیم خداوند به نمازهای ما هیچ نیازی ندارد و تنها توصیه ی انسان به  خواندن نماز به این دلیل بوده که آدم خدایش را فراموش نکند و به یاد او باشد؛ ؛دیگر چه نیازیست که پنج وعده یا سه وعده نماز را با آن سبک خاص بخوانیم؟ ما آن نماز را به آن سبک و سیاق نمی خوانیم زیرا نیازی به آن نیست وقتی تمام لحظات زندگیمان را در دلمان به یاد خدا هستیم و با یاد و ذکر او زندگی می کنیم و به شیوه ی خودمان نماز می خوانیم؟

 

به چنین  عزیزانی می توان  پاسخ داد که اگرچه عقل و احساس بشر در عصر حاضر به چنان تکاملی رسیده است که بدون هیچ شک و شبهه ای به وجود خداوند ایمان داشته باشد و حضور ارزشمند و قدرت بیکران او را در تمام اجزای زندگی مادی و معنوی خود احساس کند؛ ولیکن به گفته ی عارف بزرگی مثل مرحوم دولابی، نفس و بدن آدمی شبیه کودکیست که می خواهد حرف زدن یاد بگیرد و می بایست به او   کلمه به کلمه و جمله به جمله سخن گفتن و حرف زدن و فروتنی در برابر پروردگار را آموخت تا به مرور زمان؛ خودش به تدریج؛ به بلوغ رسد و ازآن پس؛ دائم الذکر شود و او باشد که مارا در مواقع غفلت به یاد پروردگارمان می اندازد. به عبارت دیگر ذهن آدمی شبیه مادریست که امانت بدن به عنوان فرزند به او سپرده شده تا دستان او را بگیرد و تعلیمش دهد که چگونه راه برود و چگونه حرف بزند و رشد کند و به بلوغ برسد...و اگر ذهن؛ شبیه یک مادر، متوجه اعمال بدن و مترصد تربیت او نباشد؛ این خواستهای غریزی و هوسهای بدن است که او را شبیه یک بچه ی بد به دنبال خود می کشد و سرگرم خود می دارد.یا به تعبیر دیگر؛ بدن آدم یا به تعبیر عرفا نفس او شبیه اسبیست وحشی و بسیار زیبا اندام و قدرتمند که از طرف خداوند برای خدمت به انسان به او هدیه شده. حالا اگر کسی از زمانی که این اسب یک کره است شروع به تربیت او داشته باشد، به راحتی می تواند ازو سواری بگیرد ولیکن اگر در ذهن خود به خدا و قیامت اعتقاد داشته باشد ولی پای هوسهای کوچک بدنش به تنبلی در عبادت برود و به فکر تربیت بدنش نباشد؛ هوسهای غریزی و نفسانی این بدن هر روز بیشتر از روز پیش رشد پیدا میکند طوری که خواهش های نفسانی آدم؛ عقاید ذهنی و حتی باور و ایمان او را تحت الشعاع قرار می دهد و حتی اگر آدم قصد ارتکاب جرم و گناه هم نداشته باشد، ولیکن مدام از طرف نفس سرکشش و غرایز طبیعیش که مثل یک اسب وحشی  قصد خدمتگذاری ذهن و عقاید او را ندادر؛ تحت فشار قرار می گیرد و دائما در عذاب است. در حالیکه نماز؛ به راحتی شبیه یک دستور نرم افزاری، سیستم شبه رایانه ای بدن را تنظیم کرده و او را از انواع فشارها و عذابهای ناشی از تمایلات شعله ور شده و وحشی تن رها می کند. ازین روست که نماز نقش بازدارندگی خود را از ارتکاب به گناه؛ ایفا می کند.

در حقیقت؛ نماز به شیوه ی سفارش شده در قرآن و واجبات دینی؛ علاوه بر توجه به بعد اندیشه و احساس آدمی که اکنون به واسطه ی پیشرفت علوم و تکامل ذهن بشر؛ بر شکهای خود در پرستشی توحیدی فائق آمده است؛ به بعد مادی و حیوانی وجود آدمی نیز توجهی کامل و تمام عیار داشته است. اگر هدف از نماز خواندن؛ فقط یادآوری خداوند و سخن گفتن با او از طریق عقل و احساس بود؛ بشر هیچ نیازی به انجام حرکات نماز؛ به صورت رکوع و سجود نداشت و تنها به نیتی ذهنی در حالت قیام یا نشسته اکتفا می شد. ولیکن زمانی که چهار رکن نماز که ترک یکی از آنها باعث بطلان نماز می شود شامل نیت، قیام، رکوع و سجود است، نشان دهنده ی اینست که هدف از این عبادت؛ ورای تسلط ذهنی بر عقل و احساس آدمی بوده و توانایی مافوق این مراتب نیز برای آن در نظر گرفته شده است که آن؛ امکان فرمانروایی اراده ی الهی بشر بر ماهیت  حیوانی، توحش نفسانی و امکانات فیزیکی طبیعت است. زیرا بدون همراهی و هماهنگی بدن فرد در پرستش ذهنی ، بدن انسان متمایل به غرایز و خواستهای حیوانی و وحشی خود شده و از طرفی وجود خواستهای متعالی ذهنی و عاطفی در پرستش خدا؛ نوعی تضاد عمیق در بین جسم و روح بشر پدید می آورد که نتیجه ی آن شکل گرفتن عرفانی  ناقص و مرتاضانه می باشد ( شبیه مرتاضانی که جسم خود را در جایی واگذاشته و با روح خود در عوالم دیگر سیر میکنند) .

 چنین عارفانی از آن جهت که به دلیل عدم پایبندی به نماز به شیوه ی توصیه شده ی الهی؛ قادر به تسلیم بدن و غرایز خود در برابر خواست ذهنی و عاطفی برای تسلیم و رضا در برابر معشوق معنوی خود نیستند؛ با پیشرفت دید عرفانی  مجبور به ترک جامعه به منظور جلوگیری از دریافت وسوسه های نفسانی و فرو رفتن در سردرگمی ناشی از  آن می شوند. لذا دیرها و صومعه ها و خانقاهها ساخته می شود...و با اینهمه، پس از هفتاد سال عبادت ، با دیدن یک روی زیبا دچار شده  و شیخ صنعانی می شوند که عاقبت کار،بر شیطان سجده کرد.

ولیکن دین اسلام عرفان مرتاضان و ترسایان را نمی خواهد. عرفان اسلامی، عرفانی تعریف شده در قلمروی اجتماع است و نه در فرار از آن. عرفانی در قلمروی فرمانروایی الهی بر خواستها و نیازهای غریزیست و نه در کنارگذاشتن آنها و نه با آمیختن آن با تعصبات و تهمتهایی به نام دین. 

 

لذا نیت و هدف از نماز خواندن باید تسلیم کامل روح و بدن در آن لحظه در برابر پروردگار عالمیان باشد.رتنها چنین تسلیم خاضعانه و عمیقیست که موافق با نگرش توحیدی بوده و با تسلیم کامل روح و جسم به خداوند، و عدم در نظر گرفتن هیچ بهانه ی مادی و یا معنوی دیگری در قبال و یا در کنار آن؛ می تواند موجبات قرب و نزدیکی به خدا را در انسان فراهم آورد.

 روش به دست آوردن تمرکز در نماز:

اگر در حین نماز خواندن؛ فلسفه ی عملی نماز را که رساندن پیام الهی به تمام اعضا و جوارح بدن و دیگر بافتهای چند لایه ی وجود انسان به سمت رستگاری و کمال مطلق در نظر گرفته شده برای اوست، در نظر داشته باشیم؛ و همچنین هدف اصلی نماز که تسلیم کامل وجود آدمی در چند دقیقه ای که نماز می خوانیم  در برابر عظمت  بیکران خداوند و  به منظور نزدیکی و قرب الهی و بهره گیری از رحمت واسعه اوست؛ کافیست که در هرلحظه ای که امکان تغییر ذهن از نماز و غرق شدنش در افکار مادی دیگر می رود؛ به تمام  اعضا و جوارحمان در کثری از ثانیه توجه کرده و به تک تک سلولهای بدنمان  که همگی جزو سپاهی هشیار و متوجه اراده ی ما هستند؛ رو کنیم و از آنها بخواهیم که  سپاهی تسلیم در برابر خدا باشند و هماهنگ با ذکر و ذهن ما دربرابر تنها دوست دار واقعی فرد  تعظیم کنند و فرمانبردار او باشند.

همچنین در هنگام نماز خواندن با عضلات شل و رها شده  و وارفته به نماز نپردازید بلکه تمام ماهیچه های اندام خود را همچون فردی از لشکریان  پرشکوهی که دربرابر پادشاه به صورت خبردار و آماده باش ایستاده است؛ سراسر با اندام راست و  فشرده و جمع و منقبض و به حالت آماده باش و احترام کامل نگه دارید. طوری که در انقباض تمام ماهیچه های بدنتان که در موقع نماز خواندن متوجه آن هستید چنین فرض کنید که تک تک سلولهای ماهیچه ها و اندامتان در حال تسبیح خدا همراه با زبان و ذهن شما هستند و همگی در حالت آمادگی و احترام؛ خداوندشان را سپاس می گویند.

به خاطر داشته باشید که شما تنها یک نفر نیستید که در آن لحظه در برابر خداوند به نماز ایستاده اید بلکه لشکر عظیمی از لشکریان الهی؛ که همان میلیاردها سلول هشیار عصبی و اندامی وجود شماست؛  همراه با شما مشغول نماز  و نیایشند که وجود و ذهن شما مسئولیت امامت نماز جماعت آنان را بر عهده دارد. پس ذهن خود را متمرکز در آن چند دقیقه ی نماز و عبادتتان نگه دارید که تمام سلولهای بدن، و یا به عبارتی؛ لشکریان فرمانبردار شما نیز به تبعیت از شما، خدایتان را بشناسند و عبادتش کنند.

 زمانی که ذهنتان به صورت ناخودآگاه به سمت مسائل روزمره متوجه می شود؛ دقیقا صف لشکریان میلیاردها سلول بدنتان را به خاطر بیاورید و به این سلولها که بعضیشان تنها چند دقیقه و یا چند ساعت میهمان وجود شما هستند و فقط تعداد معدودی از انها شما را تا دم مرگ همراهی میکنند؛ با افتخار یادآوری کنید که:

" اینست خدای من".

 

نماز خواندن به این شیوه شبیه تغزلی عاشقانه سرشار از لذت خواهد بود و دقایق کوتاه نماز را چنان برایتان لذت بخش میکند که دلتان نمی خواهد به این زودیها تمام بشود و دوباره به زندگی روزمره تان بازگردید..لذا به تدریج؛ با عشق و علاقه؛بر تعداد  اذکارتان  در سجود و رکوع می افزایید و ساعات طولانی روز را برای رسیدن به دقایق کوتاهی که بتوانید لشکر وجودتان را در برابر عظمت پروردگار  با خضوع و خشوع؛ به خط کنید؛ با بی صبری می گذرانید.

زمانی که در نماز متوجه می شوید که فکر یا ذهن شما به جایی دیگر مشغول شده دوباره این جمله را در ذهن خود به یاد آورید که:

 "خدایا...من با تمام وجودم تسلیم توام"

یا:

 "خدایا من در این لحظه تمام وجود و زندگیم رو خاضعانه تسلیم تو میکنم".

پیوسته این را به خاطر داشته باشیم که انسان موجودی تک بعدی و تنها دارای تملک جسمی، و یا قدرت ذهنی و یا نیاز عاطفی مشخص نیست بلکه مجموعه ای از قدرتها و نیازهای مختلف بوده و در زمان اقامه ی نماز؛ نه تنها با توسل به نیروی اراده ی ذهنی؛ بلکه می تواند با ایجاد کشش عاطفی در روح خود به نحوی که عنوان شد، و همچنین آمادگی بدن از طریق فرمان به لشکر نفسانی  جسمی و فیزیکی خود که مجموعه ای هشیار و قدرتمند از بافتها و اعضا و اجزا و سلولهایی مختلف است؛ رو به سوی خدا ‌آورد و اجزای چند لایه ی وجودش را به صورت تمام و کمال؛ تسلیم او کند و با تمام امکانات و قدرتها و لایه های ظاهری و باطنی وجودش ؛ در نوبتهای پنجگانه؛ نماز را به پادارد تا به رضایت باطنی و  آرامشی الهی دست یابد.

 

 

/ 5 نظر / 238 بازدید
حسین

سلام حیف این مطالب که خلاصه ننوشتید خواننده ها درپی مطالب مختصر هستند کم گوی و گزیده گوی چون در... پیشنهاد بود یاعلی

سیمین

سلام... عالیییییییییییی بود[گل]

حوا

سلام ..بی نظیر و محشر بود

مهسا

واقعا عالی بود.

فریده

واقعا از مطالب زیبا و تاثیر گزارتون سپاس گذارم.