درمان عشق 1

 

واژه عشق در قانون بوعلی سینا و بسیاری دیگر از حکیمان طب سنتی و بعضی از روانشناسان نوین؛  به یک بیماری اطلاق می شود.  ولی از دیدگاه عمومی ؛ عشق به حالتهای متعددی از واکنشهای عاطفی انسان دربرابر ترکیبی از تمایلات حسی، غریزی ،ذهنی و عاطفی  گفته می شود که حالات متنوعی از برونریزی حسی را با خود به همراه دارد.  بعضی از وضعیتهای برونریزی عاطفی ممکن است آنقدر شدید و کنترل نشده باشند که بتوان به عنوان بیماری از آنها یاد کرد ولی بسیاری دیگر از انواع تجربه ی این حالات عاطفی؛ جزو تمایلات طبیعی باطنی ناخودآگاه و غریزی بشری محسوب می شود که به دلایل موجهی بروز می نماید و در صورت کنترل ارادی، قدرت تکامل بخشی به سیستم ذهنی- عصبی و عاطفی انسان را دارا می باشند.

 با توجه به این تعریف می توان چنین برداشت نمود که  عشقدر حالت کلی  به دو دسته عشق سالم و عشق بیمارگونه تقسیم می شود. عشق سالم، احساسیست دوجانبه که دو فرد دارای سلامت روان نسبت به یکدیگر ابراز می دارند.ولیکن  از بارزترین خصوصیات  عشق بیمارگونه؛ یکطرفه بودن آنست. زیرا عشق طبیعی که دارای خصایل والای معنوی و انسانیست؛ ارتعاشاتی متعادل و مثبت دارد و در بسیاری از مواقع؛ دوسویه است. یعنی عاشق و معشوق؛ نقشهایی متعادل و موازی  یکدیگر داشته  و هردو در یک زمان هم عاشق و هم معشوق یکدیگر؛ امحسوب می شوند در حالیکه عشق بیمارگونه، سرمنشائی نفسانی داشته و ناشی از عدم تعادل نیازها با قدرت و میزان توانایی فرد در برآوردن  آن نیازهای طبیعی عاطفی و فیزیکیست.

در دانش روانشناسی غربی، روانشناسان  مختلف، دلایل متعددی را برای بروز عشق در افراد مورد اشاره قرار داده اند و یکی از قابل قبول ترین و معقول ترین نظریات، مربوط به مطالعات کارل گوستاو یونگ است.

 به عقیده ی کارل گوستاو یونگ، "در حالت طبیعی، جاذبه های عاطفی در هر زن یا مردی نسبت به فرد دیگر فقط زمانی اتفاق می افتد که خصوصیات  "آنیما یا زن ذهنی"در یک مرد یا "آنیموس یا مرد ذهنی" در یک زن، بر خصوصیات فیزیکی یا قابل  درک بر فردی واقعی منطبق گردد.

زن ذهنی یا مادینه روان یا آنیما در هر مرد، قسمتی از شخصیت درونی و ناخودآگاه اوست که خصلتهایی زنانه دارد. این بخش از ناخودآگاه وظیفه مدیریت عواطف و احساسات را در مردان بر عهده دارد و به عبارت دیگر "آنیما"به خصوصیات زنانه ی پنهان در ناخودآگاه هر مرد اطلاق می شود که عموما از خصوصیات مادر واقعی انسان به صورت ناخودآگاه  وام گرفته شده و در ذهن فرد نشسته است.

مرد ذهنی یا نرینه روان یا آنیموس هم  بخشی از شخصیت درونی در زنان است که مدیریت خصلتهای مردانه را برعهده دارد و الگوبرداری ذهنی آن با شخصیت پدر در کودکی فرد، همخوانی دارد. به این ترتیب؛ هر زن و یا مرد عادی در وجود خود همسری ذهنی به همراه دارد که در صورت انطباق بعضی از خصوصیات این همسر ذهنی بر فردی واقعی، جاذبه ی عاطفی شدید و یا عشق پیش خواهد آمد."

 ولیکن با توجه به شواهدی که نگرنده ی این مقاله پیش رو دارد؛ به عنوان دلیلی برای ایجاد جاذبه های عاطفی شدید یک طرفه؛ می توان عنوان کرد؛  در صورتیکه یک کودک در زمان طفولیت  به اندازه ی کافی مورد نوازش و محبت قرار نگیرد، ممکن است این خلا عاطفی شدید و نیاز به نوازش و محبت را تا آخر عمر با خود حمل کند و خصوصیات مادر یا پدر ذهنی و ایده آل خود را در طی تجربه ی  هر بحران روحی، بر افراد دیگر فرافکنی کرده و دچار جاذبه ی عاطفی شدید و کشش روحی  بدون تکیه   بر کششهای فیزیکی یا بدون در نظر گرفتن جاذبه های  جنسی معمول شود.

 با این توضیحات، می توان عنوان نمود که هر فرد امکان دارد در طول عمر طبیعی خود  در معرض تجربه ی چندین  بار عاشق شدن قرار گیردکه  تجربه ی تکرارپذیر و هر باره ی این حس؛ ارتباطی  طبیعی با سیر تکامل ذهنی و عاطفی هر فرد دارد:

معمولا در اغلب افراد اولین تجربه ی عاطفی عشق؛ در اولین مرحله ی بلوغ فردی از کودکی به نوجوانی اتفاق می افتد. دومین مرتبه ی این تجربه ی عاطفی در صورت ناکام ماندن تجربه ی اولیه و اغنای عاطفی ؛ مجددا در دومین مرحله ی بلوغ و تغییر از نوجوانی به جوانی تکرار شده و پس از آن به همان ترتیب در بحران میانسالی و تحول جوانی به میانسالی و بحران کهنسالی در تحول میانسالی به پیری؛ در صورت عدم ارضای عاطفی فرد؛ ذهن و جسم ؛ مجددا به جوشش قلیان عاطفی برای ابراز نیاز طبیعی خود به ادراک روح و جسم به تشکیل زوج عاطفی   می پردازد.

در صورتیکه در هرکدام از مراحل زندگی؛ بعد ذهنی و جسمی فرد به صورت متوازن از لحاظ زوج گرایی اغنا نشده باشند؛ هریک از ابعاد روحی و یا جسمی فرد به تلاش و تقلا برای همسرگزینی دچار تشدید هیجان و قلیان می شوند و در نتیجه افراد متفاوت برحسب نیازهای روحی و جسمی؛ انواع متفاوتی از وابستگی عاطفی و یا عشق ورزی را؛ از انواع مختلف عشق افلاطونی و ذهنی و یا عشق  جسمانی و یا حد واسط اینها تجربه می کنند.

در بسیاری از افراد؛ تجربه ی عشق افلاطونی تحمل پذیر تر از عشق ورزی جسمانیست. زیرا معمولا از لحاظ جامعه شناسی؛ عشق ورزی جسمانی اگر به هر دلیلی از جمله پرداختن به آن بدون در نظر گرفتن معیارهای  اجتماعی؛ و صدمات ناشی از آن ؛ باعث ایجاد اضطراب و عدم  تعادل ذهن و روح  شود، به بیماری فرد می انجامد.

درمان:

از دیدگاه طب سنتی، در تقسیم بندی مزاج شناسی، این حالت و وضع  بیشتر در حالات دموی و سوداوی بوجود می آید. طب اسلامی آن را گاهی نتیجه ی بالا رفتن میزان مزاج دم یا قلیان دم در فرد می داند و برای تعادل مزاج دم و اصلاح آن؛ با کمک خنک کننده های مزاج؛ نظیر عرق بیدمشک، عرق کاسنی، و سکنجبین(ترکیب دو واحد عسل،  دو واحد عرق نعنا و یک واحد سرکه ) اقدام کرده است.

تعدادی از اطباء سنتی بهترین داروی خوراکی  را برای کمک به درمان عشق، شربت بادرنجبویه دانسته اند(استفاده از ده گرم بادرنجبویه در  روز ) همچنین ذکر شده که خوردن دانه اسپند زایل کننده عشق است؛ به میزان پنج گرم در سه نوبت(دانه اسپند  تا حدودی  سمی بوده و خوردن زیاد آن خطر مسمویت شدید دارد).

همچنین در طب سنتی؛ تاثیر روانشناسی بر ذهن بیمار از طریق تلقین، به عنوان روشی برای درمان عشق؛ توصیه شده است. در طب سینا، به نوعی اشاره شده که می بایست فردی به عنوان مشاور یا مددکار فرد بیمار؛ به شنیدن شرح حال او به عنوان رفیق یا دوست یا معتمد، وارد عمل شده و بعد از کسب اعتماد فرد بیمار، طوری که او را وادار به مقابله و جدال نکرده و مانع جلب اعتمادش نشود؛ پس از شناخت کامل روحیات بیمار و معشوقش، و پس از اطمینان دادن به عاشق برای کمک به او و آوردن خبری از معشوق؛ به مرور شروع به بدگویی از معشوق در نزد او کند. به نحوی که کم کم چهره و سکنات معشوق از چشم عاشق بد جلوه کرده و بیماری عشق ازو به مرور زمان دفع شود.

تذکر مهم:  باید مراقب بود که این بدگوییها درباره نوع رفتار معشوق به عاشق نباشد تا مسبب ایجاد کینه ای  در دل عاشق نباشد و اگر کدورت شدیدی هم در اثر بی توجهی یا تمسخر معشوق به عاشق در او ایجاد شده، آن را با صبر و حوصله و عمیقا برطرف کنند؛ چرا که در غیر اینصورت و تمرکز بر کدورت پیش آمده، منجر به اختلالات روانی و رفتاری و حتی ظهور تصمیمات  خطرناک  در ذهن عاشق؛ برای تقابل با معشوق خواهد شد که گاهی حتی ارتکاب جنون و جنایت؛ در حق خود و معشوق؛ نتیجه ی آن است.

(به طور مثال اول خوبی های معشوق را بگویند و بعد، کم کم بدیهای فردی و ضعفهای او را به یاد عاشق بیندازند و سپس این بدیها را با صراحت بیشتری عنوان کرده و به اصطلاح امروز درباره معشوق، در نزد عاشق،طوری که باعث بروز کینه ای از معشوق در نزد عاشق نشود،  سیاه نمایی کنند).

همچنین مراقبت در اصلاح طبع و مزاج بیمار، با خوراندن عرق نعنا ، در همه ی مزاجها؛ در طب سنتی بسیار توصیه شده است.

توضیح:

نام بیماری عشق از گیاه عشقه گرفته شده  که به عربی لبلاب نام دارد. این گیاه به دور درختی می پیچد و آن را خشک میکند. لذا می گویند عاشق مانند درخت مزبور، خشک و لاغر می شود. بیمار مدام سربزیر و غمگین است و هر چیزی دراطراف اورا به یاد معشوق می اندازد. تمایل دارد   از دنیای واقعی گریخته و در خیالات خودش با معشوق زندگی کند و به تعبیری او را همه جا حاضر و ناظر بر اعمال خود می داند. ولیکن از آنجا که معشوق از  عوالم عاشق بی خبر است؛ ممکن است رفتارعادی خود را همچنان ادامه داده و یا حتی گاهی با عوالم عاشق با تمسخر و تحقیر برخورد کند . این طرز برخورد می تواند باعث ایجاد بیماری روحی و آسیبهای شدید روانی به  فرد شود و توهم انتقام به هر قیمت  و حتی جنایت را در بیمار تقویت کند.

پی نوشت: در زندگی های امروز، معمولا از عشقهایی که حالت عمومی  دارند؛ با عنوان عشق در یک نگاه و یا عشقهای خیابانی یاد می شود. بسیاری از این نوع عشقها امکان دارد در صورت پیشروی حالات بیمارگونه ای را در فرد ایجاد کند. خصیصه بارز این نوع بیماری چنین است که به گفته ی ابن سینا خیال معشوق آنقدر درذهن عاشق قوت می گیرد که رنگ و روی عاشق مات شده و از خواب و خوراک و زندگی عادی اش می ماند و تعادل روحی و جسمی خود را کاملا از دست می دهد تا حدی که نشانه هایی شبیه دیگر  بیماری های روان تنی در او شکل می گیرد.  توصیه می شود در صورتی که علائم بارز ظهور این بیماری را در  اطرافیانتان مشاهده کردید، با همدردی اولیه با او و سپس؛ مطالعه ی معشوق و ذکر بدی های معشوق، در لفافه حرفهای صمیمی و بی ضرر؛ و عمل به توصیه های ادامه ی این مقاله  از پیشروی این بیماری سخت و سرسام آور، و پیامدهای منفی ناشی از آن؛ جلوگیری کنید. ولیکن  در خاطر داشته باشید که هر نوع عشق یا جاذبه ی عاطفی را نمی توان به انواع بیمارگونه نسبت داد بلکه انواع بیمارگونه ی عشق  علاوه بر یک طرفه بودن، با  اختلالات رفتاری شدید  و ضعف و لاغری و در بسیاری از موارد با تمایلات غیر معمول فرد به ارتکاب خودکشی  و یا  رو  آوردن به  نوشیدن مکرر مشروبات الکلی و مصرف مخدرها و روان گردانها  مشخص می شود.  این بیماری قابل درمان است اگر قبل از بروز فاجعه و آسیب؛ شناسایی و  اقدام کنید.

 

پژوهشگر و نگارنده: راشین گوهرشاهی

 


 

/ 2 نظر / 244 بازدید
asgar

تشکر فراوان. برای من خیلی جالب بود. خوب تحلیل شده بود.

تاتی

خیلی خوب بود واقعا مرسی فقط این وسط تکلیف تله پاتی چی میشه امکان نداره معشوق از طریق تله پاتی از فکر عاشق با خبر شه؟ یه جا خونده بودم . اشتباهه؟