درمان عشق 3

همیشه به خاطر داشته باشید که "دوست داشتن" و "عشق ورزیدن" به تنهایی نه گناه است و نه فضیلت محسوب می شود. بلکه آنچه منجر به خوب یا بد به نظر رسیدن این وضعیت و تبدیل آن به درجه ای از کمال روحی و یا سوق دهی آن به سمت جنون و یا یک بیماری روان- تنی می شود، بستگی کامل با نحوه ی برخورد فرد با این حس و هیجان درونی دارد.

اینکه ما بتوانیم از صمیم قلب فرد دیگری  را دوست داشته باشیم؛ آنگونه که گذراندن هر زمانی با او برای ما تبدیل به لذتی گوارا شده و طعمی دلپذیر و  وصف نشدنی داشته باشد چنانکه بتوانیم در زمانهای بودن اوإ این لحظات را جزو زیباترین لحظه های زندگی خود برشمرده و شعفی عمیق را در قلب خود احساس کنیم؛ نعمت و سعادت بزرگیست که با ارج گذاشتن بر آن؛ و با جلوگیری از هرز رفتن این حس در مسیرهای زودگذر جسمانی، می توان به افزایش قدرت روحی و دستیابی به صفات عالی تر انسانی امید داشت. ولیکن به جریان انداختن این هیجان به سمت ارضای زودگذر غریزی و جسمانی،از طرق غیر مطلوب؛ نه تنها ما را از توجه واقعی و وصال حقیقی و دستیابی به تکامل روح خود با  معشوق، باز خواهد داشت بلکه باعث هرز رفتن انرژی های انسانی ما در مسیری غیر تکاملی و ناکارامد می شود؛ تجربه ی جسمانی وصال محبوب؛ تجربه ای در وهله ی اول شیرین است که خیلی سریع  شیرینی خود را از دست داده و تبدیل به یک عادت و یا یک قاعده ی معمول یا غیر معمول در وجود آدمی می شود. لذا قبل از وصول به چنین مرحله ی نازلی می بایست در جهت رشد و شکوفایی زمینه های اشتیاق؛ کارامد تر عمل کرد. چنین امکانی تنها با توصل به جذابیتهای روحی فرد، به جای سنجیدن موقعیتهای جسمانی امکانپذیر است. ورود به مرحله ی احساسات فردی و اندیشه های فلسفی و عرفانی و اعتقادات و تفکراتی که شخص بدون توسل به محرکات بیرونی و تنها با استناد بر ادراکات فطری و تلاشهای حسی و ذهنی بدان دست یافته از جذاب ترین مراحل تکامل عشق است که می تواند به گفت و شنودهایی بسیار لذت بخش مابین عشاق بدل شود.

تفکر به معشوق در زمان غیبت او با توسل به نشانه های فردی که از او در خانه و یا فضاهای اشتراکی به جای مانده نظیر بو کردن عطرش، لمس کردن لباسهایش، خواندن دفتر خاطرات یا یادداشتهای فردی اش(درصورت به اشتراک گذاشتن) دیدن فیلمهای مشترک یا مرور خاطرات شیرین  فعالیتهاییست که می تواند برای تداوم  احساس لذت بخش عشق کمک کننده باشد.

در هر صورت، مهمترین وظیفه ی عشاق پس از وصل؛ می بایست صرف حفظ و پایداری این حس لطیف با توسل مداوم تجربه ها و لذتهای مشترک نو،و جلوگیری از هرگونه تداخل مخرب حس منفی نظیر شک و تردید، تحقیر و یا غرور و فخر فروشی نسبت به طرف مقابل باشد.

بر خلاف تصور عموم، آنچه که منجر به پایان رابطه ی عشقی مابین دو فرد می شود؛ عصبانیتها و برخوردهای تنشی ناشی از برداشتهای غلط حاسدانه و یا غیرت جویانه نیست . هر دو طرف این معادله بعداز وقوع چنین تنشهای -در بعضی موارد- اجتناب ناپذیر؛ در می یابند که اینگونه برخوردها صرفا ناشی از حب زیاد و عشق وافریست که به حالتی مقطعی و بیمار گونه در فرد (مانیا) ظهور پیدا می کند و  به زودی فروکش خواهد کرد و در بسیاری از موارد، در صورت درمان دوجانبه ی رابطه ای که به این طرز برخورد منجر شده است؛ قابل چشم پوشیست. ولیکن برخوردهایی که به صورت تحقیر و یا فخر فروشی و یا حالات بیمارگونه ای از تجسس و شک و تردید در بین رابطه بوجود می آید؛ آفت و سم مهلکیست که رابطه ی عاشقانه را خیلی زود به قهقرای نفرت و یا خاتمه و بیگانگی می کشاند.

 

 

پژوهشگر:

راشین گوهرشاهی

/ 0 نظر / 49 بازدید