شوهر آ هو خانم

 

اگرچه خوب می دانم هر داستانی برای خودش خواننده ای دارد، ولی این داستان شوهر آ هوخانم نوشته علی محمد افغانی با تمام شهرت و دولتی که دارد هیچ به جانم نچسبید. خواندن رمان هشتصد صفحه ای پنج شش روزی وقتم را گرفت و کماکم، تنها خاصیتش این بود که این روزهای سوگواری ام را بعد از رحلت مادرم سبک تر بتوانم پشت سر بگذارم. تنها کمکی بود برای اینکه از خیال سنگین مرگ بیرون بیایم و کمی در هوایی کمابیش عادی تر نفس بکشم...اما از کل همین کتاب به این حجم و ورق تنها چند جمله اش خوب به دلم چسبید.

 یکی این جمله هاش که روش قدیمی تهیه روغن مار و دیگر روشهای رایج قدیمی را برای بلندی مو توضیح می داد:

 " تا اینکه سید میران به باغبانهای سراب پول داد چهار مار کشتند و برایش در خانه آوردند. هما آنها را گرفت از سر و ته هر یک به قدر یک وجب زد، در دیگ گذاشت و بیست و چهار ساعت جوشاند. روغنشان را گرفت، در حمام به سر مالید تا موهایش مثل مار نرم و بلند شود. گل سرشوی او او همیشه آرد نخودچی مخلوط بازرده تخم مرغ بود. "

یکی دیگر اینکه:

"همه چیز را می شود با خواهش و تمنا، با زور و پول قبول کرد جز عشق را".

بعدی اینکه:

"مردها وقتی که با زن روبرو هستند، یک پا اخلاق بچه را دارند. این موضوع مهم را نباید فراموش کنی که با بارک الله و ماشاالله بهتر می شود آ نها را رام کرد تا با اخم و تخم و حتی خواهش و التماس. از من به تو امانت چه یک روز چه یک سال هرگز به او التماس نکن که ازین زن دست بردارد یا تو را دوست داشنه باشد؛ اگر کردی یقین بدان که نتیجه برعکس گرفته ای. باز به تو توصیه می کنم دختر؛ نرمی و نوازش، نرمی و نوازش، نرمی و نوازش. اما نرمی و نوازشی که به جا و از راهش باشد. موی گربه را اگر از راه برعکس نوازش کنند، برمی گردد چنگ می زند."

یا این جمله که:" کینه به خصوص در نزد بچه ها یا کسانی که روح بچگانه ای دارند، خالص ترین نوع عشق است."

و این جمله ی حکیمانه که در این روزگار هم هنوز صحت دارد:" ازدواج قمار ی بود که غالبا با دغل بازی شروع و با نقض اصول و عهد شکنی پایان می یافت".

ر.گ

/ 0 نظر / 21 بازدید