در این دنیا چنانی که من تا کنون دریافته ام، همیشه مقدار کم از هر چیزی، تو را به سمت مقدار بیشتری از آن چیز می کشاند..

اگر مقدار اندکی پول در دستت باشد فکر جمع آوری مقداری بیشتری پول  و یا اگر صاحب نیمچه مقامی باشی، فکر داشتن مقام و منزلتهای بالاتر و اگر به دنبال ارتباط جنسی ، تصور داشتن تنوع بیشتر در آن، و خیال اینکه شاید رابطه ی بعدی همان رابطه ایده آل  ذهنی ات باشد، تو را به دنبال خود می کشد...

آیا انسان این طمع را در کسب دانش و مهارت هم دارد؟! نمی دانم! بگمانم یک انسان عادی در حد نیازش و تنها به دارایی کمی ازآن بسنده می کند و سپس با اتکا بر آن در جستجوی تامین غرایزش می گردد...شاید از آن رو که کسب دانش، نیازی غریزی نیست...نیازی فراتر از غریزه است، و رفتن به سمت آن، انگیزه ای غریزی می خواهد.

در مورد کمک کردن به دیگران و یا ایثار و فداکاری و عشق ورزیدن چطور؟! باز هم نمی دانم...گمانم این خصلتها بنا به اصل فرا غریزی بودنشان، برای به وقوع پیوستن در سطح جامعه ای عادی،  باز هم همان انگیزه های غریزی را  طلب  می کنند و در مواردی که انسانی بدون در نظر گرفتن انگیزه های غریزی، این نوع خصلتها را در وجود خود حصول می کند، در یک نگاه  چنین به نظر می رسد که انگار به مرتبه ی بالاتری از انسانیت یعنی فرا غریزی بودن گام نهاده است. تنها در این صورتست که از سلسله خصلتهای مشابه این  صفات، به عنوان فضیلت یاد می شود و انسانی که در چنین راههایی قدم بردارد، شایسته است که انسانی فضیلتمند  لقب گیرد. در غیر اینصورت، و در حالاتی که انسان در جهت نیل به اهداف غریزی اش دم از عشق و ایثار و فداکاری زند و یا در جهت حصول دانش و مهارت قدمی بردارد، اگرچه این تلاشها و کوششها به مثابه راهی که انسان را در حصول حقوق انسانی اش یاری می دهد، در برابر اعمال نکوهش شده و غیر اخلاقی بسیاری که از طرق متعدددیگر  قابلیت یاری انسان را در حصول اهداف غریزی اش دارد، در جای خود، تحسین شده و علامت شعور و خرد ورزی انسانیست، ولی از آنجا که  حصول  "انگیزه های غریزی"  تنها هدف و دلیل بروز خصلتهای انسانی در فرد بوده، جنبه ای فرابشری نداشته و شایسته آن نیست که به عنوان فضیلت  پایدار از آن یاد شود. زیرا فضیلت آنست که بر مبنای اراده انسانی شکل گیرد و به ظهور رسد و نه برمبنای غریزه؛ البته به گمان من!

 

ویرایش نشده