جنگ جهانی سوم؛ جنگ با اسلحه های اتمی و سلاحهای هسته ای نیست؛ جنگهای گسترده ای در سطوح مختلفی نظیر بیو تکنولوژی ، هارپ و مدیریت امواج مغزیست.- در جنگ حاضر؛ که مقدمات و لشکرکشی های آن از مدتها پیش آغاز شده است؛- با انواع تربیت های ذهنی از طریق نشر انواع تاثیر گذاری از موسیقی؛ بر بافتهای چند لایه ی مغز، ساخت فیلمها و محصولات فرهنگی گسترده که با به چالش کشیدن مغز در نقد باورهای فردی و تغییر ارزشهای اجتماعی، علاوه بر ایجاد خلاء ذهنی و احساس تنهایی و فقر عاطفی در مغز و سپس برنامه ریزی ذهن با تصاویر و اطلاعات تزریقی خاص، انرژی های مغزی افراد رادر سطوح مختلف تراز بندی نموده و با انتشار امواج مغزی مناسب هر سطح؛ سوژه های هم بسامد را به صورت ناخوداگاه تربیت و کنترل کرده و در مواقع مناسب از آنها به عنوان مهره هایی برای اهداف جنگی دولتمردان بر علیه جوامع و یا افراد جوامع بر علیه هم و یا بر علیه دولتها استفاده می نمایند. در جنگ آتی، قسمت عمده ی هزینه های جنگی، در بخش روانشناسی فرهنگی هزینه می شود و اولین مرحله ی این سرمایه گذاری؛ معطوف بر جداسازی های مذهبی، قومی و نژادی، همچنین جداسازی افراد از خانواده ها در تقابل مدرنیته و سنت و قراردادن روحی و عاطفی هر فرد درتقابل با خانواده اش و همچنین قوم و نژاد دیگر می باشد. در نهایت با گسترش خلاء های ذهنی و شخصیتی، تلقین تنهایی و و احساس پوچی، با سست شدن بنیانهای خانوادگی و دامن زدن برتعصبات قومی و مذهبی؛ هر فردی در جامعه تبدیل به یک سلاح در برابر دیگری خواهد شد. در جنگ آتی، دیگر لازم نیست برای کشتن افراد به سلاحهای گرم و یا سرد متوسل شد؛ تنها با جهت دهی امواج مغزی و کنترل ذهنی افراد یا مهره ها ی سوخته، می توان آنها را به سمت مرگ خودخواسته؛ با کسب یک بیماری طبیعی و یا نوعی خودکشی معمولی سوق داد.
در مراحل پیشرفته تری از جنگ؛ از طرفی با ایجاد نوعی ولع و گرسنگی فرهنگی در سطح جامعه؛ با دامن زدن بر انواع و اقسام تحریمهای معنوی؛ نظیر انحصار عده ای از زنان غربال شده در خانه، و یا نوعی پوشش خاص؛ پیاده سازی سیاستهای جداسازی های جنسیتی ، و دامن زدن بر ممنوعیتهای فرهنگی؛ اشتیاقی کاذب در بین افراد برای شکستن حصرها و دورزدن ممنوعیت ها ایجاد نموده و از طرف دیگر با کمک به گسترش زیرزمینی محلهایی امن برای ارتکاب جرم، و تشویق غیر مستقیم مردم به حصر شکنی؛ قوای ذهنی مردم را متوجه امور ممنوع و سپس برنامه ریزی مغزی مردم به سمت ارتکاب جنایتهای جنسیتی وجنگ جنسیتی و تخریب بنیان فرهنگی جامعه به صورت ریشه ای می نمایند.
هر دو طرف این بازی؛ چه آنها که چنین ممنوعیتهایی را در سطح جامعه پررنگ می نمایند و چه آنهایی که به صورت زیرزمینی مردم را به شکستن حصرها تشویق میکنند، به طور ناخودآگاه مهره های تسلیحاتی تهاجمی هستند که در امنیت کامل در سطح جوامع توسعه نیافته فعالیت میکنند. در حال حاضر، عربستان سعودی، افغانستان و ایران، هر سه کشورهایی هستند که مراحل مختلفی از این جنگ مخفی را تجربه میکنند.
روشهای صحیح و اشتباه در مبارزه:
شاید بهترین شیوه برای مبارزه اجتماعی با موضوع فوق؛ تقویت بافت فرهنگی جامعه و تولید انواع محصولات فرهنگی تاثیر گذار بر ذهن مردم با پشتوانه علوم روانشناسی و جامعه شناسی؛ و افزایش آگاهی عمومی از روند مزبور باشد. تشدید ممنوعیتهای فرهنگی و ایجاد سیستم ایزوله فرهنگی در سطح جامعه؛ نظیر حذف آنتنهای ماهواره و یا جایگزینی اینترانت محلی به جای اینترنت جهانی و اعمال سازی انواع فیلترها؛ نه تنها روش مناسبی برای جلوگیری از این متد پیشرفته جنگی نیست؛ بلکه باعث تقویت سیستم تهاجمی فوق؛ از طریق پدید آمدن حس انزجار مردم از دولتمردان و تصمیم گیران اجتماعی، به دلیل عدم احترام به حریم و حق آزادی فرد در زندگی خصوصی؛ همچنین دلیل موجهی برای نقض سنتها و باورهای اجتماعی و تقابل با اندیشه های مذهبی و تلاش برای حذف هویت ناکارآمد ملی و افزایش تمرکز بر شیوه های حصر شکنی زیرزمینی می شود.
پژوهشگر و نویسنده: راشین گوهرشاهی